nicole kidman | نيكول كيدمن  /nicholas cage | نيكلاس كيج    

سينماي جهان | نيكولاس كيج
nicholas cage
سينماي جهان | نيكول كيدمن
nicole kidman
ادامه نوشته

george cloney | جرج كلوني/جذابترین مرد هالیوود    

سينماي جهان | جورج كلوني
george cloney
ادامه نوشته

جلسات پرسش و پاسخ فيلم هاي بيست و پنجمين جشنواره فجر /اخراجی ها

اخراجی ها
(عكس: یلدا ذبيحي)
ادامه نوشته

: جلسات پرسش و پاسخ فيلم هاي بيست و پنجمين جشنواره فجر /بچه های ابدی  

بچه های ابدی
(عكس: يلدا ذبيحي)
ادامه نوشته

: جلسات پرسش و پاسخ فيلم هاي بيست و پنجمين جشنواره فجر

روز سوم
(عكس: يلدا ذبيحي)
روز سوم
(عكس: يلدا ذبيحي)
ادامه نوشته

جلسات پرسش و پاسخ فيلم هاي بيست و پنجمين جشنواره فجر

خون بازی
(عكس: یلدا ذبيحي)
ادامه نوشته

اهداي جوايز دهمين جشن دنياي تصوير  

مهماني اهداي جوايز دهمين جشن دنياي تصوير
(عكس: يلدا ذبيحي)
مهماني اهداي جوايز دهمين جشن دنياي تصوير
(عكس: يلدا ذبيحي)
ادامه نوشته

اختصاصی سینمای ما : گزارشی از وضعیت درمان پگاه آهنگرانی پس از سقوط از ارتفاع ۳ متری !

اختصاصی سینمای ما : گزارشی از وضعیت درمان پگاه آهنگرانی پس از سقوط از ارتفاع ۳ متری !

امیر کاظمی : همان طور که اطلاع دارید ٬ پگاه آهنگرانی بازیگر جوان کشورمان روز یکشنبه ۲۴ تیرماه در حین فیلمبرداری صحنه ای از فیلم « آتش سبز » پس از اینکه در داخل تور ماهیگیری مینشیند بدلیل پوسیدگی تور و پارشه شدن آن از ارتفاع ۳ متری از سطح زمین سقوط می کند . گروه بلافاصله وی را از بیرجند به بیمارستان جم در تهران منتقل کردند . يكي از مهره های کمر پگاه آهنگرانی بر اثر سقوط از تور ماهیگیری شکسته و  يك مهره ترک برداشته است . از عوامل سازنده فیلم و هنرمندان، تنها قاسم قلی پور ( تهیه کننده ) به عیادت پگاه آهنگرانی رفته است . منیژه حکمت ( کارگردان سینما و مادر پگاه آهنگرانی ) در رابطه با این حادثه به سینمای ما گفت : « تنها می توانم بگویم سهل انگاری . سقوط پگاه ربطی به عدم امکانات سینمای ایران ندارد تنها بدلیل عدم دقت است . خدا خیلی پگاه را دوست داشته است همان طور که تمامی پزشکان نیز همین را می گفتند .» پگاه آهنگرانی به دستور پزشک خود نباید تا مدتی حرکت کند. بنا به اين گزارش، بر اثر اين اتفاق صدمه ای به صورت او وارد نشده است . بازیگران فیلم « آتش سبز » در طول مدت فیلمبرداری بیمه هستند.
پگاه آهنگرانی به دستور پزشک معالج فعلا ممنوع الملاقات است .

پس از مشخص شدن تاریخ اکران؛ احتمالا ً سنتوری با صدای محسن چاووشی اکران می شود

پس از مشخص شدن تاریخ اکران؛ احتمالا ً سنتوری با صدای محسن چاووشی اکران می شود

امیر کاظمی : سنتوری جنجال برانگیز ترین ساخته داریوش مهرجویی همچنان نیز بلاتکلیف مانده است و تاریخ دقیقی برای اکرانش مشخص نشده است . سنتوری مدت ها بدلیل صدای محسن چاووشی به عنوان خواننده پروانه نمایش نمی گرفت . پس از مدتی گروه بر آن شدند که بهرام رادان ترانه های فیلم را بخواند تا پروانه نمایش فیلم سنتوری صادر شود . بهرام رادان نیز برای اولین بار دست به خواندن زد البته بماند که چقدر با کامپیوتر و ... روی صدای بهرام رادان کار شد تا صدا کمی به صدای محسن چاووشی نزدیک شود .
نسخه ای با صدای بهرام رادان به وزارت ارشاد ارسال شد و پس از اخذ پروانه نمایش برای اکران در تاریخ چهارشنبه ۳ مرداد ماه آماده شد . حال از طرف موسسه مهر فراز ( داریوش مهرجویی و فرامرز فرازمند ) خبر می رسد که به احتمال قوی نسخه یی که با صدای محسن چاووشی است نیز پروانه نمایش بگیرد .
تاکنون تنها ۲ نسخه از سنتوری بر روی نوار ۳۵ میلی متری تکثیر شده است ٬ یکی با صدای محسن چاووشی و یکی با صدای بهرام رادان و هیچ نسخه ای برای نمایش در سینما ها تکثیر نشده است . فرامرز فرازمند همچنان منتظر اخذ پروانه نمایش سنتوری با صدای محسن چاووشی است و دلیل پخش نشدن موارد تبلیغاتی از جمله آنونس ٬ تیزر و پوستر ها نیز تنها همین مسئله است .

فیلمبرداری « توفیق اجباری » شب گذشته به پایان رسید/ به همراه عكس‌هايي از فيلم

فیلمبرداری « توفیق اجباری » شب گذشته به پایان رسید/ به همراه عكس‌هايي از فيلم

امیر کاظمی : فیلمبرداری « توفیق اجباری » سیزدهمین ساخته ی محمد حسین لطیفی شب گذشته در تنکابن به پایان رسید . در سکانس پایانی فیلم ٬ تمامی بازیگران حضور داشتند . فیلمبرداری برخی از جزئیات از جمله برخی از نماهای بیرونی که بازیگران در آن حضور ندارند توسط دستیار کارگردان تا پایان امروز در تنکابن فیلمبرداری می شود . بازیگران و برخی از عوامل « توفیق اجباری » شب گذشته به سمت تهران حرکت کردند . تدوین توفیق اجباری همچنان نیز توسط کاوه ایمانی ادامه دارد . محمدرضا گلزار ٬ باران کوثری ٬ رضا عطاران ، بهاره رهنما ، نيوشا ضيغمي ، مجيد ياسر و ليلا عباسي از جمله بازیگران فیلم هستند . «توفیق اجباری» داستان بازیگری با نام رضا گلزار است که از همسر خود (باران کوثری ) جدا شده است ٬ رضا و همسرش یکدیگر را دوست دارند اما برخی ارتباطات رضا باعث نارضایتی همسرش از او می شود و در این میان دخالت برادر زن رضا گلزار ( عطاران ) در زندگی گلزار و همسرش باعث اتفاقات جالبی می شود .عکس برداری « توفیق اجباری » بر عهده ی احمد احمدی بوده است . در ادامه می توانید عکس هایی از این فیلم را مشاهده کنید ..

ادامه نوشته

انتخاب بهترین های سال ۲۰۰۶ از نگاه مجله پیپل

فهرست كلي برندگان اين دوره از جوايز منتخبين پییل عبارتند از:

 بازيگر زن: «جنيفر انيستون»، بازيگر مرد: «جاني دپ»، بازيگر زن نقش اكشن: «هالي بري»، بازيگر مرد نقش اكشن: «جاني دپ»،بازيگر مرد نقش كمدي: «رابين ويليامز»، زوج‌هاي سينمايي: «جاني دپ» و «كيرا نايتلي»، فيلم برگزيده: «دزدان درياي كارائيب»، بهترين فيلم درام: «دزدان درياي كارائيب»، بهترين فيلم كمدي: «كليك»، بهترين فيلم خانوادگي: «اتومبيل‌ها».

جوايز سينمايي منتخبين پیپل كه هرساله به فيلم‌ها و شخصيت‌هاي سينمايي منتخب مردم اعطاء مي‌شود، يكي از جوايز سرنوشت‌ساز در رقابت‌هاي اسكار به شمار مي‌آيد

ادامه نوشته

جنیفر لوپز در مراسم اهدای جوایز گلدن گلوب

 

ادامه نوشته

نيوشا ضيغمي

نيوشا ضيغمي
ادامه نوشته

عکس از عروس شدن یانگوم................


ادامه نوشته

گالري عكس ترانه عليدوستي

ترانه عليدوستي ( بازيگر سينما )
ادامه نوشته

گزارشی از حضور عوامل و بازیگران فیلم روز سوم در فرهنگسرای سید الشهدا /عکسم دارهاااااا...

 

گزارشی از حضور عوامل و بازیگران فیلم روز سوم در فرهنگسرای سید الشهدا / با عکس هایی از آکو سالمی

امیر کاظمی : تمامی عوامل و بازیگران فیلم روز سوم به کارگردانی محمد حسین لطیفی چهارشنبه ۶ تیر ماه در فرهنگسرای سید الشهدای تهران گرد هم آمدند تا محمد حسین لطیفی و حمید آخوندی جوایز دریافتی خود از بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر را به خانواده ی شهید امیرسرتیپ "امان الهی" و سردار "محمد نورانی" تقدیم کنند . حمید آخوندی ( تهیه کننده فیلم ) در رابطه با اهدای این جوایز گفت : « تنها ۱۰ روز به جشنواره فیلم فجر مانده بود ٬ خدا خدا می کردیم فیلم برسد ٬ اما اگر نرسد چه می شود ؟ ٬ همان جا بود که من ٬ علیرضا جلالی ( دیگر تهیه کننده فیلم ) و محمدحسین لطیفی نذر کردیم که اگر فیلم به جشنواره فیلم فجر برسد جوایز خود را به خانواده ی شهید امان الهی و محمد نورانی تقدیم کنیم . از مردم عزیز خرمشهر عذر خواهی می کنیم که با حضور ۳۰ روزه ی ما در شهرشان سختی ها را تحمل کردند . شاید باور نکنید که با صدای انفجار شبانه ی گروه شیشه ی پنجره های ۲۰ خانه شکست . تردد تانک ها در خیابان های خرمشهر ٬ انفجار های پشت سر هم در بازار خرمشهر و ... از جمله اذیت های ما برای مردمان عزیز خرمشهر بود . فیلم روز سوم تا بلندای حماسه خرمشهر فاصله درازی دارد ، امیدوارم در گامهای بعدی ضعف های ما را جبران کند. » خانواده ی شهید امان الهی با حضور بر روی صحنه از گرفتن این جوایز از سوی تهیه کنندگان و کارگردان فیلم مخالفت کردند و جوایز خود را به کودکان یتیم خرمشهر تقدیم کردند . در ادامه با حضور مهندس جعفري جلوه معاون امور سینمایی ٬ از تمامی عوامل روز سوم با اهدای ربع سکه بهار آزادی و لوح تقدیر ٬ تقدیر شد . در این بین حامد بهداد با تاخیر ۳۰ دقیقه ای به این مراسم رسید . غیبت باران کوثری در این مراسم نیز از دیگر نکات قابل توجه جلسه تجلیل از عوامل و بازیگران روز سوم بود . محمد حسین لطیفی درباره غیبت باران کوثری در این جلسه به سینمای ما گفت : « برادر خانم کوثری از خارج از کشور به ایران بازگشتند و ایشون در گیر برخی از کارهای برادرشان هستند . حضور نیافتن باران کوثری در مراسم و نقد و برسی های فیلم روز سوم بدلیل لو رفتن گریم او در فیلم توفیق اجباری نیست . »

ادامه نوشته

«روز سوم» در دو روز 21 ميليون تومان فروخت

«روز سوم» در دو روز 21 ميليون تومان فروخت

سينماي ما- فيلم سينمايي «روز سوم» كه از پنجشنبه هفته گذشته تمامي سينماهاي گروه خود را در اختيار گرفته، در دو روز21 ميليون فروش كرد و به 41 ميليون فروش رسيد. «روز سوم» در سينماهاي ايران و آفريقا ،فرهنگ، اريكه ايرانيان، بهمن، مركزي، عصر جديد، حافظ، تهران، اين فيلم درباره آخرين روزهاي سقوط خرمشهر است و سال گذشته در جشنواره بين‌المللي فيلم فجر جوايز بسياري را نصيب خود كرد.
پوريا پورسرخ، باران كوثري، حامد بهداد، برزو ارجمند، مجيد ياسر و مهدي صبايي از جمله بازيگران فيلم هستند. روز سوم برنده سيمرغ بلورين بهترين فيلم، بهترين كارگرداني،بهترين بازيگر نقش اول زن و بهترين طراحي صحنه از بيست و پنجمين جشنواره فيلم فجر شده است.

گلزار٬ پرستویی٬ حیایی٬ شکیبایی٬ کیانیان٬ زارعی٬ علیدوستی٬ فرخ نژاد و... درباره CD های قاچاق می گویند

گلزار٬ پرستویی٬ حیایی٬ شکیبایی٬ کیانیان٬ زارعی٬ علیدوستی٬ فرخ نژاد و... درباره CD های قاچاق می گویند / قسمت هایی از این گفتگوی تصویری برای دانلود !

سینمای ما ـ امیرکاظمی : جمعی از هنرمندان سینما از جمله پرویز پرستویی ٬ محمدرضا گلزار ٬ امین حیایی ٬ رضا کیانیان ٬ خسرو شکیبایی ٬ نیکی کریمی ٬ ترانه علیدوستی ٬ مریلا زارعی ٬ فرامرز قریبیان ٬ حبیب رضایی ٬ حمید فرخ نژاد ٬ پانته آ بهرام ٬ مسعود رایگان ٬ مهتاب کرامتی ٬ بیژن امکانیان ٬ هانیه توسلی ٬ علیرضا خمسه ٬ آتیلا پسیانی ٬ رویا تیموریان ٬ پژمان بازغی ٬ آهو خردمند ٬ حمیده خیر آبادی و احمدرضادرویش در اعتراض به پخش گسترده ی CD های قاچاق در مقابل دوربین خانه ی سینما در رابطه با این حادثه بزرگ صحبت می کنند . این کلیپ تصویری سال گذشته توسط مجید برزگر ساخته شد و در دهمین جشن خانه ی سینما به نمایش در آمد که با واکنش بسیار خوب مخاطبان و حضار در سالن روبرو شد . 

آلبوم عكس‌هاي الميرا مقدم از فيلم «رييس»

ازدواج به سبك ايراني/ کارت عروسي دختر محمدرضا شريفي‌نيا خبرساز شد

ازدواج به سبك ايراني/ کارت عروسي دختر  محمدرضا شريفي‌نيا خبرساز شد

سينماي ما- آرزو فراهاني: شماره 54-50 مجله تصوير سال به دست‌مان رسيد كه اين بار عكسي متفاوت‌تر از هميشه روي جلد آن بود؛ عكس عروس و دامادي با لباس و آرايش سنتي ايراني. قضيه وقتي جالب‌تر شد كه فهميديم اين عروس مليكاخاتون شريفي‌نيا صبيه آقا محمدرضا خان شريفي‌نيا و سركار عليه آزيتا خانوم حاجيان «از مشاهير تيارت و سينما توقراف» است. اين روزها در كشورمان شاهد سبك‌هاي مختلف عروسي هستيم. از عروسي‌هايي كه به شيوه‌هاي سنتي با‌ آلوچه، خرما، دل و جگر، چاي و پسته به پذيرايي از ميهمانان مي‌پردازند تا مهمانداراني كه كراوات مي‌زنند يا پرواز عروس و داماد بر فراز استخر قوهاي زيبا! اما اين بار عروسي متفاوت نيست بلكه عروس و داماد و كارت عروسي‌شان متفاوت است. عكس روي جلد مجله تصوير سال مربوط است به كارت عروسي اين عروس و داماد با پوشش متفاوت.
روزي در يكي از خانه‌هاي شهر تهران خانواده محمدرضاخان شريفي‌نيا كنار هم نشسته بودند و به اين نتيجه رسيدند كه اين كار متفاوت را انجام دهند. هركس نظري داد و حرفي زد تا حاصل كار، كارتي جالب شد كه در روز جمعه 14 ارديبهشت 1386 هجري‌شمسي ساعت هفت تا 10 شب، جمعي از آشنايان اين خانواده را به مجلس شادي آنها بكشاند. 
اين كارت در ابعادي كمي كوچك‌تر از كاغذ A4 و افقي چاپ شد. متن آن را از كارت‌هاي عروسي قديمي و شيوه‌هاي گفتاري و نوشتاري قديمي گرفتند. پدر عروس خانم و آقاداماد جناب امير رضاخان طلاچيان زحمت بسياري كشيدند تا نتيجه نهايي حاصل شد.
دو خط مختلف را براي روي كارت امتحان كردند؛ يكي به خط آقاي شريفي‌نيا و ديگري با فونت رايانه‌اي (نمي‌دانيم در ايران باستان به فونت چه مي‌گفته‌اند؟!) بر اين اساس نيمي از كارت‌ها را با خط شريفي‌نيا به ميهمان‌ها دادند و نيمي را هم به شيوه ديگر. تمامي كارهاي چاپي كارت را عوامل دست‌اندركار در خانه و بدون دخالت تجهيزات مدرن امروزي انجام دادند. قالب مقوا را گرفتند، عكس عروس‌خانم و آقاداماد را پدر عروس‌خانم گرفت و خودش هم چاپ كرد، متن نوشته شده را به تعداد كارت‌ها فتوكپي گرفتند و مقواي شابلون بيضي خريدند، عكس را روي آن چسباندند و در پاكت را هم برخلاف رسم اين روزها با روبان نبستند، بلكه مهر و موم كردند. طبيعي است كه اين همه كار زمان زيادي مي‌برد و ميزبانان عروسي تا سه روز مانده به مراسم درگير اين كار بودند. دست و بال عروس‌خانم، آقا داماد و مادر عروس‌خانم روز مراسم زخم و چسبي بود. مرارت بسيار كشيدند و تمام لوازم اين كارت را مغازه به مغازه گشتند و پيدا كردند و بالاخره آن شد كه مي‌خواستند و اما بشنويد از لباس عروس و داماد. حتما در جريان هستيد كه ضياءالدين دري دارد سريالي مي‌سازد به نام «كلاه پهلوي» كه طراح لباس آن سارا خالدي است.
ايشان لباسي را كه براي نقش شقايق فراهاني در اين سريال طراحي كرده دو روز به عروس خانم ما قرض دادند و هر تكه از لباس داماد را هم از لباس‌هاي يكي از بازيگران اين سريال آوردند تا اين عكس گرفته شود. تنها اتفاقي كه قرار بود بيفتد و نيفتاد اين بود كه داماد بايد سبيل هم مي‌داشت كه نشد! قرار بر اين شد كه در عكس براي ايشان سبيلي نقاشي كنند و مهراوه‌خانم شريفي‌نيا خواهر عروس خانم – ايضا بازيگر سينما و تياتر – سبيلي براي ايشان نقاشي كرد كه اشتباها نسخه رايانه‌اي سبيل‌دار به عنوان عكس نهايي انتخاب نشد و در نتيجه داماد قصه‌ ما بي‌سبيل ماند.
آرايش عروس‌خانم يا به گفته امروزي‌ها گريم آن را خود مليكا خانم روي صورتش انجام داد كه اين كار تا دو نيمه شب طول كشيد. حتما برايتان سوال پيش آمده كه مگر جشن عروسي ساعت دو نيمه شب بوده است؟ خير. اين‌ آرايش و لباس خاص و سنتي تنها براي عكس روي كارت عروسي عروس و داماد ما تعبيه شده بوده. اين زوج براي روز عروسي‌شان لباس‌هاي روتين‌‌تري پوشينه اما باز هم خاص! آقاداماد فراك پوشيدند و عروس خانم لباس عروسي عربي.
جشن عروسي در يك باغ روباز بود؛ مردها اين‌ور و زن‌ها اون‌ور. بخش مردها كاملا فضاي سنتي همراه با تنبك، ويلن، چاي و تخت و البته ميز و صندلي هم براي كساني كه دوست داشتند موجود بود. بالاخره ايده‌اي كه هركسي تكه‌اي از آن را گفت شكل گرفت و جالب هم شكل گرفت، چون فكر كردند كه متفاوت باشند.
آقا داماد هم بسيار با اين ايده موافق بود و فقط نگراني‌اش از اين بود كه كارت‌ها دير به دست ميهمان‌ها برسد و آنها بي‌كارت بمانند اما اين اتفاق نيفتاد و ميهمان‌ها جملگي اظهار كردند كه كارت به اين پسنديدگي اشكالي ندارد كه دير به دست ما رسيد.
حالا بشنويد از پدر و مادر عروس كه آنها هم آن قديم‌ها جشن عروسي نداشتند و كارتي را به در خانه آشناهايشان فرستادند كه روي آن نوشته بودند كه ما عروسي نگرفته‌ايم ولي پولش را صرف امور خيريه براي كودكان بي‌بضاعت كه قدرت خريد حتي يكم جلد كتاب يا شام را ندارند، مي‌كنيم و در واقع براي اين بچه‌ها عروسي گرفته‌ايم. روي آن كارت هم پر بود از چهره كودكان تنگدست. بله دوستان، سرتان را درد آوردم و اينطوري بود كه قصه ما به سر رسيد كلاغ هم به خونش رسيد.
مليكا شريفي‌نيا در پايان صحبتش در مورد مهراوه خواهرش مي‌‌گويد: نمي‌دانم نظر او راجع به اين نوع عروسي گرفتن چيست؟ بايد خودش بگويد. شايد اصلا دوست نداشته باشد عروسي بگيرد. بايد از خودش بپرسيد، چون هر كسي بايد در موقعيت قرار بگيرد.
در مورد بازتاب‌هاي مثبت و منفي احتمالي اين كار عجيب هم مي‌گويد: بازتاب منفي كه تا به حال نديده‌ام يا شايد به گوشم نرسيده، ولي مثبتش اين بوده كه همه ميهمان‌ها كارت‌مان را به عنوان يادگاري نگه داشته‌اند. البته نه لاي كتاب بلكه روي كتابخانه‌شان تا بگويند كه به يادمان هستند. دستشان درد نكند. كساني هم كه در مراسم ما نبوده‌اند يا تازه با هم دوست شده‌ايم مي‌گويند مي‌شود يكي هم براي ما درست كنيد؟
مليكا شريفي‌نيا در پايان مي‌گويد كه فكر نمي‌كند شق‌القمر كرده‌اند. فقط خوب فكر كرديم و نتيجه‌اش اين شد. خوب است كه به دل بقيه نشست و در پايان اينكه از تمام عكاسان پيشكسوت كه منتظر بودند عكس‌شان روي جلد مجله تصوير سال چاپ شود عذر مي‌خواهم، ولي تقصير من نبود!

يادداشت امير قادري درباره محمدرضا گلزار/ از تماشاي شب شيشه‌اي با گلزار، ده چيز ياد گرفتم

يادداشت امير قادري درباره محمدرضا گلزار/ از تماشاي شب شيشه‌اي با گلزار، ده چيز ياد گرفتم

نشستم و برنامه شب شيشه‌اي گفت و گو با محمدرضا گلزار را تماشا كردم و بعد ديدن‌اش فكر كردم اين يك ساعت برنامه، به دلايل مختلف پديده مهمي است. خودم با تماشاي برنامه به اين نتيجه‌ها رسيدم:
1- ظاهرا دامنه نفوذ و تاثير سينما خيلي بيش از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيم. به هر حال گلزار تمام شهرت‌اش را از سينما دارد، در هيچ فيلم و سريال تلويزيوني بازي نكرده است. پس وقتي يك شبكه تلويزيوني براي كشاندن او به استوديويش اين قدر تلاش مي‌كند و وقت مي‌‌گذارد، پس لابد سينماي ايران دامنه تاثيري بيش از آن چه ما فكر مي‌كنيم دارد.
2- همچنان احساسات رقيقه و انسان‌دوستي و تعهدات اجتماعي، قرار است سرپوشي باشد براي ساير نيازها و خواسته‌هاي‌مان. همچنان قرار است از اين احساسات استفاده كنيم تا به نيازهاي ديگرمان برسيم. همه مي‌دانيم محمدرضا گلزار چرا آن جا نشسته، چرا مردم مي‌خواهند او را ببينند و اين‌ها. اما عوض‌اش مجري مراسم حسين رضازاده را نشان‌ مي‌دهد و از احساسات ملي ميهني مي‌پرسد و اين كه محمدرضا گلزار چطور با بازي در تيم واليبال هنرمندان، براي بدبخت بيچاره‌ها پول جمع مي‌كند. ياد سنتوري افتادم و صحنه‌اي كه آدم ‌بدهاي فيلم، كنسرت خيريه گذاشته بودند و البته نيت‌شان هم خير بود.
3- بعد از تماشاي برنامه، متوجه شدم در گفت و گويي در اين سطح، اگر مجري و مهمان در موقعيت برابري قرار نداشته باشند، چه اتفاق وحشتناكي مي‌افتد. وقتي يك برنامه تلويزيوني، دائم خبر از حضور احتمالي يك مهمان گريز پا مي‌دهد، وقتي همه پس و پيش شدن‌ها را تحمل مي‌كند، وقتي عوض اين كه روي قدرت و نفوذ برنامه‌اش حساب كند، مجبور مي‌شود اصرار و ابرام را براي كشاندن مهمان به برنامه انتخاب كند، وقتي بايد براي اين حضور كلي شرط بپذيرد، آن وقت ديگر اصلا گفت و گويي شكل نمي‌گيرد. چون در برابر هر اتفاقي، ممكن است مهمان برنامه "پا شود و برود." يا اين قدر قدرت و نفوذ داريم كه مهمان، خيلي دلش بخواهد در گفت و گو با ما شركت كند يا نه، اما اگر نداريم يا مهمان‌مان احساس نياز و شوق براي حضور در چنين برنامه‌اي ندارد، آن وقت يك شوي بي‌رمق داريم و نه يك گفت و گو. گفت و گو هم كه مي‌دانيد، يكي از دوست‌داشتني‌ترين و جذاب‌ترين چيزهايي است كه ابناي بشر مي‌توانند انجام دهند. از جمله گفت و گوي رضا رشيدپور با استاد عجمي خطاط، كه طبعا زير چنين فشاري شكل نگرفته بود، پس در لحظاتي مي‌شكفت و جذب مي‌‌كرد و ياد مي‌داد.
4- پس رسانه‌هاي ما بايد بيش از اين قدرت بگيرند. مجري‌ها و روزنامه‌نگارهاي ما بايد از اين‌اي كه هستند قوي‌تر شوند. در برابر يك ستاره در موضع ضعف قرار نگيرند. چنين گفت و گويي، به لحاظي، يك بازي قدرت است و اميدوارم رسانه‌هاي ما به چنان قدرتي برسند كه در چنين گفت و گوهايي، چيزي كم از ستاره نداشته باشند. آقاي ستاره، بايد خيلي دل‌اش بخواهد كه با فلان برنامه از فلان شبكه، يا با فلان روزنامه و مجله گفت و گو گند. اين مسيري است كه رسانه‌هاي ما بايد در پيش بگيرند.
5- آيا گلزار بازي مي‌كرد يا واقعي بود؟ اغلب بازي مي‌كرد. بر خلاف آن چه شايد در نگاه اول به نظر برسد، محمدرضا گلزار، بسيار باهوش است و مي‌تواند از هوش‌اش براي زدن ماسكي به صورت‌اش استفاده كند. اين ماسك، اغلب مدت زمان برنامه شب شيشه‌اي، روي صورت‌اش بود. گلزار اين قدر باهوش بود كه مجري برنامه را بازي دهد، كه مسير برنامه را طوري كه خودش مي‌خواهد تنظيم كند. فرمان برنامه دست مهمان بود، نه فقط به اين خاطر كه مجري در موضع ضعف بود، هوش گلزار هم در اين مسير دخيل بود. خطرش اما اين جاست كه اگر گلزار همين طور از هوش‌اش براي پنهان شدن و در رفتن از برابر انظار استفاده كند، پس از مدتي تبديل به موجود غير قابل درك و غريبي خواهد شد كه حضور و وجودش ديگر براي خيلي‌ها جالب نيست. گاهي وقت‌ها به نظر مي‌رسيد هوش گلزار پشت ماسك صورت‌اش حبس شده است.
6- به نظرم درك و هوش گلزار، بيش از آموخته‌هايش است. دانش و علم، بازيگر نمي‌سازند، اما كمبودشان در مواردي حس مي‌شود. از جمله در شب شيشه‌اي‌ كه مهمان‌اش محمدرضا گلزار، نمي‌توانست از عامل به كار بردن كلام براي تاثير روي بيننده‌هايش استفاده كند. گلزار مي‌توانست در مواردي با تكيه بر هوش‌اش، در لحظه مورد نظر، واكنش جذابي نشان دهد، اما همه‌اش همين است. او نمي‌توانست اين لحظه را بسط و گسترش دهد. اين تفاوت او با مثلا بهرام رادان بود كه خوب مي‌توانست حرف بزند و پشتوانه ذهني مناسبي داشت تا در مسير بحث پيش برود. شايد اين يكي از دلايلي بود كه رادان مي‌توانست ماسك را از روي صورت‌اش كنار بزند و گلزار نه.
7- دلم خنك شد وقتي رضا رشيدپور نتوانست به خاطر همان قرار داشتن‌اش در موضع ضعف؛ با مهمان برنامه‌اش شوخي كند، پس سراغ پارودي كردن خودش رفت با اين جمله وحشتناك "منو رها كن از اين درد تنهايي". جمله‌اي كه قاعدتا معناي عميق و زيبايي دارد، و تكرارش از دهان مجري برنامه، خيلي وقت قبل از اين كه خودش بخواهد، به يك مضحكه تبديل شده بود.
8- منتظر كمدي بعدي محمدرضا گلزار هستيم. تايمينگ كمدي را بلد است و واكنش‌هاي خوبي در برابر حركت طرف مقابل‌اش مي‌تواند بروز دهد. برنامه را كه ديدم، به نظرم رسيد شوخي جذاب آتش بس؛ تكرار جمله: "مهين مرگ من تو پشت چراغ قرمز نبودي؟" بخش مهمي از جذابيت‌اش را از اجراي به موقع و درست گلزار مي‌گيرد. آخ اگر كمدي رومانتيك‌ساز خوب در سينماي ايران داشتيم. محمدرضا گلزار مي‌توانست انتخاب اول براي بازي در نقش مرد اين فيلم‌ها باشد. يك هيو گرانت؟
9- حضور محمدرضا گلزار در تلويزيون و استقبال فراوان مخاطب‌ها از اين برنامه، نشان مي‌دهد كه چه قدر بين سليقه مسئولان تلويزيون و خواسته مخاطب‌هاي‌شان فاصله است. رسانه ملي، بيش‌تر با زندگي رسمي مردم ما سازگار است تا آن چه در خلوت به دنبال آن هستند. رسانه‌اي مثل تلويزيون قرار نيست دنباله‌رو خواست مخاطب‌هايش باشد، اما لااقل بايد همراه آن‌ها حركت كند. مردم بايد بخشي از زندگي‌شان را در تلويزيون ببينند. آن چند دقيقه دعواي فوتباليست‌ها و مربي‌ها در برنامه نود، براي يك هفته خيلي كم است.
10- اما اين حرف‌ها به معناي مخاطب‌گرايي به هر شكل و بهانه‌اي نيست. اين كه تلويزيون آينه زندگي واقعي، و نه رسمي، مردم ما باشد، به معناي تلاش براي جلب مخاطب به هر قيمتي نيست. به اين قيمت كه محمدرضا گلزار را هر طور شده به تلويزيون بكشانيم تا با تهديد به رفتن در وسط برنامه، ته دل يك شبكه تلويزيوني را خالي كند. اين كه گلزار را به هر شرط و شكلي براي حضور در برابر دوربين تلويزيون راضي كنيم، گيرم كه اين وسط به جز حرف‌هاي هميشگي، هيچ گفت و گويي صورت نگيرد. رسانه‌هاي ما فعلا در مسابقه "جلب مخاطب به هر قيمتي" شركت كرده‌اند و در اين مسير، در دام چنان عامه‌گرايي افتاده‌اند كه حيرت‌انگيز است. اين كه دقيقه به دقيقه، مجري برنامه پز تعداد SMSهاي برنامه‌اش را بدهد، بد نيست، اما وقتي همه‌ هدف‌مان همين باشد، نتيجه‌اش مي‌شود يك جور عامه‌گرايي كه قضاوت مردم در هر زمينه‌اي، جاي قضاوت اين‌كاره‌هاي هر رشته را مي‌گيرد. زماني نخبه‌گرايي پدرمان را درآورده بود و حالا اين عوام‌گرايي افسارگسيخته، به خصوص وقتي تصاويري از بغض محمدرضا گلزار را در حالي كه طره‌اي از موهايش روي پيشاني‌اش افتاده، با موسيقي حماسي و حركت آهسته، پخش مي‌كنيم و حالش را مي‌بريم.

هشدار به علاقه‌مندان ستارگان سينما: هويت محمدرضا گلزار و پوريا پورسرخ جعلي آشكار شد/پورسرخ: «متاسفان

هشدار به علاقه‌مندان ستارگان سينما: هويت محمدرضا گلزار  و پوريا پورسرخ جعلي آشكار شد/پورسرخ: «متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند.»

سینمای ما ـ امیر کاظمی : شنيده شده كه مدتی است فردی با نام جعلي پوریا پورسرخ و با صدای کاملاً مشابه، به‌وسیله یک شماره تلفن همراه تالیا و یک سایت اینترنتی، با طرفداران پوریا پورسرخ بازیگر ٬ ارتباط برقرار کرده و آن‌ها را فریب مي‌دهد. روز دوشنبه ۴ تیر پوریا پورسرخ به مناسبت روز تولدش در دفتر یکی از نشریات حاضر شد و به صورت تلفنی با طرفداران خود صحبت کرد، و این صحبت‌هاي تلفنی باعث فاش شدن بخشي از اين مسائل شد . پورسرخ در همین رابطه به خبرنگار سايت سينماي ما گفت: « مدتی است که یک سایت اینترنتی با عنوان هواداران پوریا پورسرخ شروع به فعالیت کرده است . فردی به وسیله این سایت با برخی از دوستان عزیزم با آی دی porya_porsorkh و به نام من گفت و گو می کند.»
پورسرخ در باره شماره تالیا و صدای بسیار مشابه به خودش گفت : «بله! متاسفانه شخصي با یک شماره تلفن تالیا با نام پوریا پورسرخ با طرفداران من صحبت می کند و جالب است بدانید ده ها هدیه مثل لباس و ادکلن های گران قیمت نیز به عنوان پوریا پورسرخ از طرفداران من گرفته است! وقتی چند تن از هواداران خوب من در دفتر مجله پرسیدند که این هدایاي‌شان به دست من رسیده یا نه ٬ تازه از وجود يك صندوق پستی برای ارسال هدیه به من خبردار شدم و حسابي جا خوردم. بعد از پیگری زياد متوجه شدیم که این صندوق پستی متعلق به همین دارنده شماره تلفن تالیا است و به همين دليل قصد دارم این موضوع را با شدت پیگیری کنم .»
بنا به گزارش خبرنگار سايت سينماي ما، گويا این دارنده شماره تالیا، با نام اصلی « امیر ـ م »، پیش از این با نام‌های محمدرضا گلزار ٬ بنیامین بهادری ٬ مهدی سلوکی ٬ فرزاد فرزین و حسام نواب صفوی و با تقلید صداي آن‌ها با طرفداران این هنرمندان صحبت می کرده است . گويا شیوه کار این فرد بدین ترتيب است که خود را مدیر برنامه این افراد معرفی می کرده و با تعیین ساعت و وقت قبلي و تقلید صدا، طرفداران بازيگران و هنرمندان ديگر را فریب می داده است.
اين موضوع مي‌تواند يك هشدار جدي باشد؛ به همه آن‌ها كه از روي سادگي و به دليل علاقه به چهره‌هاي مشهور، به دام اين قبيل سوءاستفاده‌ها مي‌افتند و شايد زندگي‌شان به خطر بيفتد. اميدواريم كه اين جور اطلاع‌رساني‌ها بتواند تا حدودي زمينه اين كلاهبرداري‌هاي آشكار در سينما را كم‌تر كند.
شماره تلفن و نام كامل اين شخص در دفتر سايت محفوظ است و اميدواريم با درج اين خبر ديگر اثري از اين شماره تلفن و اين بازيگران جعلي و سوءاستفاده‌هاي احتمالي بعدي باقي نماند.

aishwarya rai عروس شد

بانوی محبوب سریال!