معرفی شغل دوم 66 هنرمند ایرانی

همانطور که می‌دانید بسیاری از هنرمندان کشورمان در کنار حرفه اصلی خود شغل دومی نیز دارند...تعداد هنرمندانی که درآمد بالای خود در دنیای هنر را برای سودآوری بیشتر در بخش دیگری سرمایه‌گذاری کرده‌اند، کم نیست.
از سوی دیگر هنرمندانی در کشورما نفس می‌کشند که تأمین هزینه‌های زندگی برای آنها اولویت اول است.

1- محمدرضا گلزار --- کلوب زیبایی
2- بهرام رادان --- کافی شاپ
3- پرویز پرستویی --- کارمند دادگستری (قبلاً)
4- پژمان بازغی --- فروش اقساطی خودرو
5- رضا صادقی --- کافی شاپ
6- علی لهراسبی --- تبلیغات
7- تهمینه میلانی --- معماری داخلی


1- محمدرضا گلزار --- کلوب زیبایی
2- بهرام رادان --- کافی شاپ
3- پرویز پرستویی --- کارمند دادگستری (قبلاً)
4- پژمان بازغی --- فروش اقساطی خودرو
5- رضا صادقی --- کافی شاپ
6- علی لهراسبی --- تبلیغات
7- تهمینه میلانی --- معماری داخلی
8- قاسم افشار --- آهن فروشی
9- رضاکیانیان --- مجسمه سازی
10-حسین زمان --- استاد دانشگاه
11- یوسف تیموری --- فروشگاه لوستر
12- مهتاب کرامتی --- مزون لباس
13- محمد سلوکی --- پیک موتوری و نمایندگی پارس
14- نیما مسیحا --- کارخانه تولید واکس
15-فتحعلی اویسی --- کارمند شبکه اول سیما (قبلاً)
16- لیلا حاتمی --- کافی شاپ
17- محمود شهریاری --- فروش اشیاء عتیقه (قبلاً)
18- بهنوش بختیاری --- منشی صحنه
19- ساعد هدایتی --- کارمند بیمارستان
20- رضا رشیدپور --- محاسبات ساختمانی
21- امین تارخ --- آموزشگاه بازیگری
22- سید محمد حسینی --- معاملات املاک در امارات
23- بهرام شفیعی --- ساخت و ساز
24- مریلا زارعی --- تجارت
25- سیدجواد یحیوی--- کشت گندم
26- علیرضا دبیر --- فروشگاه شکلات
27- رامبد جوان --- تبلیغات
28- مانی رهنما ---- تدریس آواز و مربی دوچرخه سواری
29- مریم کاویانی --- پرستار
30- نیکی کریمی --- مترجم 
31- شبنم قلی‌خانی --- مدرس دانشگاه
32- مرتضی حیدری --- سهامدار بانک
33-هرمز شجاعی مهر ? سردبیر خانواده سبز
34- سیدمحمدرضا حسینیان --- سردبیر زندگی ایده‌آل
35- لاله صبوری --- مدیر رستوران (قبلاً)
36- حمید غلامعلی --- کارمند بانک
37- رضا عطاران --- آتلیه عکاسی
38- مجید اخشابی --- استودیوی تولید موسیقی
39- مهرداد میناوند --- معاملات املاک در امارات
40- بهاره رهنما --- نویسنده
41- حسین رفیعی --- آتلیه نقاشی
42- محمد نصرتی --- فروشگاه لوازم صوتی و تصویری
43- پوریا پورسرخ --- طراحی فضای سبز
44- شاهین آرین --- تالار پذیرایی
45- سپند و کمند امیرسلیمانی --- آتلیه عکاسی
46- حسن جوهرچی--- تبلیغات
47- علی دهکردی --- دفتر فیلمسازی
48- حمید استیلی --- بوتیک
49- محمدرضا فروتن --- دفتر طراحی داخلی
50- امیر تاجیک --- مهندسی بدنه هواپیما (قبلاً)
51- سید جواد هاشمی --- معلم
52- مریم امیرجلالی --- حسابدار
53- کریم باقری --- نمایشگاه اتومبیل
54- علی مصفا --- کافی‌شاپ
55- مرجان شیرمحمدی --- نویسنده
56- مسعود کیمیایی --- مدرسه فیلمسازی
57- حمید خندان --- کافی شاپ
58- داریوش مهرجویی --- مترجم
59- علیرضا افتخاری --- ساخت و ساز
60- اندیشه فولادوند --- تجارت
61- خشایار اعتمادی --- ساخت و ساز
62- نگار جواهریان --- روزنامه‌نگار
63- لاله اسکندری --- صنایع دستی
64- افشین یداللهی --- روانپزشک
65- گلاب آدینه --- کلاس بازیگری
66- محمد اصفهانی --- ساخت و ساز




چه تیپ‎‎هایی «فارسی‎وان» نگاه می‎کنند؟

هفته نامه "پنجره" به قلم دکتر مسعود کوثری، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران در يادداشتي نوشته است

  

فارسی‎وان تجربه جدیدی در شبکه‎‎های ماهواره‎ای تلویزیونی برای ایران است. پیش از آن، نه تنها شبکه‎‎های ماهواره‎ای متعددی بودند که از ماورای بحار، به‎ویژه از آمریکا، برای ایرانیان ساکن ایران برنامه پخش می‎کردند، بلکه نزدیک‎ترین تجربه، ام‎بی‎سی فارسی است که تا حدودی موفق شده بود که طی دو سه سال گذشته مخاطبان ایرانی را جذب کند. اکنون نوبت فارسی‎وان است که مخاطب ایرانی را برباید و در این ربودن، انفعالی تمام در این سو مشاهده می‎شود. حتی واکنش‎‎هایی که اکنون به این مسئله مشاهده می‎شود، خود حاکی از نوعی شتاب‎زدگی و هراس است که «بشتابید که بنیان خانواده و اخلاق و فرهنگ، بر باد رفت!» من نمی‎خواهم در این‎جا به‎درستی و نادرستی، واقعی بودن و یا نبودن این هراس و این شتاب بپردازم؛ چراکه مدت‎‎هاست که ما دچار همین سندروم شده‎ایم. یک روز سخن از بی‎بی‎سی فارسی است، یک روز از ام‎بی‎سی فارسی و امروز از فارسی‎وان. هرچه هست، نشان از آن دارد که نه‎تنها این مسئله به‎سادگی تمام‎بشو نیست، بلکه هر دم از این باغ بری می‎رسد.


برای تحلیل شبکه‎‎های ماهواره‎ای اغلب دو منظر تحلیلی اتخاذ می‎شود: تهاجم فرهنگی (یا با نام جدیدترش ناتوی فرهنگی) و دیگر ضعف شبکه‎‎های داخلی. منظر اول، شتابی برای محدودیت و ممنوعیت دسترسی به این شبکه‎‎ها را فراهم می‎سازد. در اقدامی ضربتی از سوی نیروی انتظامی دیش‎‎های ماهواره‎ای جمع‎آوری می‎شود، بر روی فرکانس‎‎های ماهواره‎ای پارازیت (قانونی و غیرقانونی) انداخته می‎شود و خلاصه هر اقدامی صورت می‎گیرد تا دسترسی کوتاه شود: دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. با این حال، بعد از مدتی یا کلک دیگری برای دور زدن این عدم دسترسی اختراع می‎شود و یا شبکه‎ای دیگر مثل قارچ می‎روید: فارسی تو، فارسی‎تری و یا...


برای عده‎ای دیگر، این به‎خوبی نشان از ناکارآیی شبکه‎‎های تلویزیونی داخلی دارد. این شبکه‎‎ها نمی‎توانند نیاز‎های مخاطبان‎شان را برآورده سازند و با اندک بهانه‎ای و فراهم آمدن شبکه‎ای تازه، فوج فوج از مخاطبان، به شیفتگان و مشتاقان این شبکه‎‎ها می‎پیوندند. در این میان، ابتدا کسی به این موضوع توجهی نمی‎کند؛ به اصطلاح به‎روی مبارک نمی‎آورد و همین که مشتاقان زیاد شدند و توی جامعه حرف و بحث راه افتاد، به یک‎باره به نقد و بررسی آن می‎پردازند.


در این‎جا فرصت آن نیست که به هریک از این دو نگاه به شبکه‎‎های ماهواره‎ای بپردازیم و کفایت و عدم کفایت آن‎‎ها را به بحث بگذاریم، بلکه می‎خواهیم تنها به یک تیپولوژی اولیه از مخاطبان فارسی‎وان بپردازیم. به دیگر بیان، می‎خواهم نشان دهم که چه کسانی به فارسی‎وان نگاه می‎کنند. نمی‎خواهم بگویم چرا، و خواننده خودش از پس آن در چرایش بیندیشد. این تیپ‎‎ها آدم‎‎هایی هستند که من به چشم خودم دیده‎ام و با آن‎‎ها درباره فارسی‎وان صحبت کرده‎ام. شاید تیپ‎‎های بسیار دیگری هم باشد که خواننده بتواند به این تیپولوژی اضافه کند.


تیپ 1: مادربزرگ بیکار

این مادربزرگ، کسی است که دیگر تنها شده است. دختر و پسر‎ها همگی ازدواج کرده‎اند و برخی از آن‎‎ها حتی نوه هم دارند. اگرچه، بسیاری از اوقات به این مادربزرگ تنها سر می‎زنند، ولی دیگر نمی‎توانند خانه زندگی خودشان را ر‎ها کنند. مادربزرگ هم حاضر نیست به خانه آن‎‎ها برود و به اصطلاح سربار و مزاحم باشد. اما، از یکی دو سال پیش که شوهرش فوت کرده، دیگر حسابی تنهاست. حوصله‎اش سر می‎رود و مدام به بچه‎‎ها غر می‎زند که چرا به من سر نمی‎زنید. به ابتکار بچه‎ها، برای این مادربزرگ که اتفاقا آدم مذهبی هم هست و نماز و روزه‎اش را مرتب به‎جا آورده و به یک معنا از جمله آدم‎‎های قدیمی است و اهل مد و این حرف‎‎ها هم نیست، دیش ماهواره گذاشته‎اند و کانالش را هم روی فارسی‎وان تنظیم کرده‎اند.


تلویزیون از بام تا شام روشن است و مادربزرگ مشتری دائمی فارسی‎وان. نگاه می‎کند و باز هم نگاه می‎کند. مادربزرگ بعضی چیز‎ها را خوب می‎فهمد، روابط خانوادگی، ازدواج و طلاق و مشکلات زنان و دعوا‎های خانوادگی را. اما، برخی چیز‎ها را به اصطلاح «نمی‎گیرد». از استعارات و روابط پنهان هم گهگاه سر در نمی‎آورد. اما، دنبال کردن زندگی و سرنوشت آدم‎‎ها برایش جالب است و وقتی دختر‎ها و پسر‎ها و نوه‎‎ها به دیدنش می‎آیند، شروع می‎کند به تعریف کردن. سیر تا پیاز را می‎گوید. ویکتوریا محور زندگی او شده است و سرنوشتش برای او کتابی تصویری است.


تیپ 2: مادر و پدر بازنشسته

این پدر و مادر دخترشان را به خانه بخت فرستاده‎اند و دو پسرشان هم در خانه نیستند. هر دو هم سربازی‎شان را رفته‎اند. یکی سر کار است و دیگري هم دنبال کار و بیشتر اوقات، خارج از خانه. پدر و مادر، هر دو میان‎سالی را رد کرده‎اند و دیگر حرفی برای گفتن ندارند. گهگاه هم که حرفی می‎زنند همان گله‎گذاری‎‎های قدیمی و کهنه شده است: درباره خواهر و مادر مرد و این‎که چه گفته‎اند و چه کرده‎اند و خلاصه لحظات تلخی که هیچ‎گاه از حافظه زن پاک نمی‎شوند. ویکتوریا برای آنان هم سرگرمی است. موضوع مشترکی است که به‎جای آن‎که با هم دعوا کنند، می‎تواند کنار هم بنشانندشان. هر موقع به میهمانی می‎روند موضوعی جدید برای حرف زدن با دیگر زنان فامیل است و بهانه‎ای برای زود به خانه بازگشتن: ویکتوریا منتظر است! برای زن، ویکتوریا مظهر زنی است که زندگی پر فراز و نشیبی دارد و سختی‎‎های اجتماعی بسیاری را پشت سر می‎گذارد.


اما، بعضی وقت‎‎ها هم جبران می‎کند. اگر به او خیانت شود، خیانت می‎کند. اگر به بازی گرفته شود، به بازی می‎گیرد و به اصطلاح به شیوه خودش انتقام می‎گیرد. برای زن نگونبخت که جفا‎های شوهر و خانواده شوهر را بسیار دیده، زندگی ویکتوریا یک تسلاست؛ نوعی همدردی و نوعی انتقام پنهان. او نمی‎تواند کار‎های ویکتوریا را بکند، پس ضمن آن‎که آه می‎کشد، همین‎که در درون کمی تسلا می‎یابد، برایش خوب است. اما، مرد که شر و شور جوانی را پشت سر گذاشته هم به ویکتوریا علاقه‎مند است. برای او دیدن ویکتوریا نوعی حظ بصری است؛ چیزی که دوباره تخیلات جنسی‎اش را بیدار می‎کند. به هیچ‎وجه با خیانت موافق نیست و خدا را شکر می‎کند که جای مردان سریال نیست، اما ماجراجویی جنسی برایش جالب است و منشاء تخیلات دیگر.


تیپ 3: زن و شوهر جوان


این زن و شوهر که پنج شش سالی است که با هم ازدواج کرده‎اند و با هم کم و بیش توافق دارند، تفریحی ندارند جز ماهواره نگاه کردن. مرد شغل خصوصی دارد و بیشتر اوقاتش سر کار است و زن توی خانه است و با بچه‎اش سرگرم. اما این سرگرمی موقعی که مادرش آن نزدیکی‎‎هاست هم دیگر وقتش را نمی‎گیرد. بی‎کار است مانتو‎های جورواجورش را خریده، انگشتر و جواهراتی هم روبه‎راه، خریده و دیگر حوصله بازار رفتن ندارد. شبکه‎‎های تلویزیونی داخلی برایش خسته‎کننده است و تنها وقتی به‎سراغ آن‎‎ها می‎رود که بخواهد بچه‎اش را با برنامه‎‎های کودک سرگرم کند. سریال‎‎های خانوادگی ایرانی را که جالب باشد دنبال می‎کند، اما از وقتی ویکتوریا را شناخته دیگر دست از سریال‎‎های ایرانی هم برداشته و یکسره مشتری فارسی‎وان شده است.


زن خیلی راضی نیست که مسائل ضداخلاقی (خیانت و این‎جور چیزها) را بچه‎اش و حتی شوهرش نگاه کنند. بچه‎اش را می‎تواند یک‎جوری قانع کند، اما به شوهرش باید دائم یادآوری کند که این‎جا ایران است و باید مراقب خودش باشد که گول نخورد. به همین دلیل، زن سریال‎‎های کره‎ای را که آدم‎هایش پوشیده‎ترند و روابط‎شان ظاهرا اخلاقی‎تر است و با جامعه ایران جور درمی‎آید، بیشتر می‎پسندد. دیدن کره‎ای‎‎های اخلاقی که روابط خانوادگی‎شان شبیه جامعه ایران است و قهر و آشتی‎های‎شان شبیه خود ما، و حجب و حیای اجتماعی‎شان گهگاه حتی مایه حسرت ما هم می‎شود، هم فال است هم تماشا؛ هم دنیای تازه را می‎بینی که خیلی دیگر توی چادر و چاقچور پیچیده نشده‎اند و دائم با حکومت در این‎باره درگیری ندارند و هم روابط‎شان پاستوریزه است. به همین علت گردانندگان فارسی‎وان به‎خوبی می‎دانند که کنار ویکتوریا حتما باید کره‎ای‎‎های چشم باریک را هم داشته باشند، وگرنه خیلی زود خانواده‎‎های ایرانی، به ویژه زنان ایرانی، پس می‎زنند و دیگر امیدی به ادامه کار نیست. علاوه‎بر آن، توی شبکه هم کالا‎های جدید تبلیغ می‎شود که شوق خرید را در زن زنده نگه می‎دارند و هم از آرایش و مدل‎‎های جدید پوشش باخبرش می‎سازند.


این زن سیاسی نیست و تازه به دلیل وقایع اخیر سیاسی حتی از سیاست، ‎زده هم شده است. پس خیلی به اخبار و مباحث سیاسی هم نیازی ندارد. برای او هم سریال‎‎ها وسیله‎ای است که توی جمع‎های خانوادگی و زنانه اظهارنظر کند و چیزی برای تعریف کردن داشته باشد. اما، مرد هم خوشحال است که این برنامه‎‎ها زنش را سرگرم می‎کنند و کمتر مجالی برای اظهار نارضایتی از زندگی «یکنواخت» برایش می‎گذارند و از طرف دیگر، آب سردی است بر تنش‎‎ها و هیجانات سیاسی که دیگر کم‎کم خسته و کوفته‎اش کرده است. دائم این جمله را می‎گوید: «ببین اونا چقدر راحت زندگی می‎کنند و ما چقدر به خودمان سخت می‎گیریم» و آه از نهادش بر می‎آید. وقتی هم توی جمع‎‎های خانوادگی می‎نشیند به تحلیل جامعه و زندگی «اونا» و «ما» می‎پردازد و نتیجه‎گیری می‎کند. مرد نیز به سبک خودش با روابط غیراخلاقی زندگی «اونا» خیلی موافق نیست، اما مدام می‎گوید «ببین چقدر راحت هستند، چقدر راحت زندگی می‎کنند». برای مرد که گهگاه از روابط اجتماعی و خانوادگی خود به تنگ می‎آید، این سریال‎‎ها مفری است برای تخلیه روانی و آرامش یافتن. سریال‎‎ها برای او هم حظ بصری دارد.


تیپ 4: زن و شوهر واقعا جوان


این زن و شوهر، دختر و پسر جوانی هستند که بتازگی ازدواج کرده‎اند و دل‎شان می‎خواهد که زندگی متفاوتی با قدیمی‎‎ها (پدر و مادرشان، حتی زنان و مردان میانسال که یک دهه زودتر از آن‎‎ها ازدواج کرده‎اند) بنا کنند.


نگاهی انتقادی به زندگی اجتماعی و قیود و کنترل اجتماعی دارند. بی‎بند و بار نیستند، اما می‎خواهند از زندگی‎شان لذت ببرند: خوب بپوشند، خوب بخورند، فیلم‎‎های خوب ببینند، سفر بروند، کافی شاپ بروند، و قیود سنتی که دست و پای پدر و مادرهای‎شان را بسته بود کنار بگذارند. همان‎طور که عاشق هم هستند، حاضرند به‎سادگی از هم جدا شوند. با هم قرار گذاشته‎اند که اگر یک روز احساس کنند هم را دوست ندارند، خیلی ساده بدون این‎که دیگران را به زحمت بیندازند و به اصطلاح پای بزرگ‎تر‎‎ها و ریش‎سفیدان به میان بیاید و گرفتار کشاکش دادگاه و این‎جور چیز‎ها بشوند از هم جدا شوند. برای این دو تجربه سریال‎ها، یعنی تأیید عقاید آنان درباره زندگی؛ این‎که زندگی همین مدت کوتاهی است که باید از آن برای تجربه کردن هرچه بیشتر استفاده کرد. این دو هم اگرچه در اساس، بی‎اخلاقی را نمی‎پذیرند و خیانت را تأیید نمی‎کنند، اما تأیید می‎کنند که هر کس باید آزاد باشد که مسیر خودش را انتخاب کند. آن‎‎ها به بازیگران سریال‎‎ها حق می‎دهند که خیلی ساده تصمیم می‎گیرند و خیلی به کنترل‎‎های اجتماعی توجه نمی‎کنند. برای این دختر و پسر جوان زندگی با فانتزی‎هایش قشنگ است و زندگی بدون فانتزی یعنی همان زندگی پرقیود سنتی پدر و مادرهای‎شان. دیدن سریال‎‎ها برای آنان تثبیت بهشتی است که بیرون از ایران برای خودشان ترسیم کرده‎اند و هر چه فشار‎ها و کنترل‎‎های اجتماعی بیشتر می‎شود، آنان با ولع بیشتر به این تصاویر پناه می‎برند.


تیپ 5: باکلاس‌ها


در این خانواده‎‎ها که پدر و مادرهای‎شان از مشاغل به نسب رده بالای جامعه هستند و به طبقه متوسط به بالا و یا حتی بالا (ثروتمندان میانه) تعلق دارند، دیدن همه چیز برای اعضای خانواده آزاد است. دیدن شبکه‎‎های ماهواره‎ای بخشی از سبک زندگی آنان است. دیدن این قسم سریال‎‎ها نه از برای وجه جنسی آن‎‎هاست و نه تأیید روابط غیراخلاقی آن‎ها. همه چیز خیلی عادی پیش می‎رود. آن‎‎ها ظاهرا در ایران زندگی می‎کنند، اما در اتمسفر خاص خودشان هستند. زندگی‎شان ترکیبی است از ایرانی بودن با ارزش‎‎های غربی. از دیدن خیلی چیز‎ها جا نمی‎خورند؛ اگرچه ممکن است گهگاه اندکی هم جا بخورند. خیلی مشتری شبکه‎‎های داخلی نیستند، اگرچه مادر خانواده باز هم تمایل دارد که سریال‎‎های داخلی را دنبال کند.


تیپ 6: بینندگان توراهی


خلاصه به مخاطبان و بینندگان توراهی می‎رسیم. اینان آن دسته از بینندگانی هستند که ماهواره ندارند، و دلشان هم نمی‎خواهد داشته باشند، به دلایل مختلف: از جمله سن بچه‎ها، عقاید دینی، کنترل اجتماعی، ترس از غیرقانونی بودن ماهواره و... اما، بدشان نمی‎آید به خانواده اقوام که می‎روند یک قسمت یا اپیزود را نگاه کنند. گهگاه با ولع به حرف‎‎های درباره سریال‎‎ها گوش می‎دهند و می‎پرسند که «راستی قسمت قبلی‎اش چی شد؟» این گروه اگرچه بینندگان دائمی نیستند، اما به نحوی درون شبکه مخاطبان هستند. وقتی بحث سرگرمی ماهواره می‎شود، حسرت می‎کشند که چرا ندارند و وقتی از نکات غیراخلاقی آن آگاه می‎شوند، خدا را شکر می‎کنند که ندارند. به هر حال در خوف و رجاء دائم هستند.


آن‎چه در مورد این دسته جالب است این است که پیام را به هر حال دریافت می‎کنند، اگرچه غیرمستقیم و یا تکه تکه؛ اما با تخیل‎شان بقیه را پر می‎کنند. خانواده‎‎های محترمی هستند و سعی می‎کنند موضعی فراتر از دوستان و آشنایان‎شان که ماهواره دارند، اتخاد کنند، اما گهگاه هم در این گرداب غرق می‎شوند.


چند نتیجه


آن‎چه آمد، تنها برخی از تیپ‎‎های بینندگان فارسی‎وان بود. خواننده خودش حدس بزند که این عده چرا و با چه انگیزه‎ای شبکه‎‎های ماهواره‎ای را نگاه می‎کنند. درباره این‎که چرا شبکه‎‎هایی نظیر فارسی‎وان ایجاد شده‎اند، هم می‎توان اندیشید و به نقد آن پرداخت. اما نگارنده تلاش کرده است تا تصویری متفاوت از آدم‎‎ها به دست دهد.


اما، در پایان، چند نتیجه کوتاه:

- زندگی اجتماعی چنان در ایران، به‎ویژه شهر‎های بزرگ، پیچیده و متنوع شده است که ما با یک مخاطب واحد روبه‎رو نیستیم.


- نظام ارزشی این گروه‎ها، متفاوت است و اگرچه روابط غیراخلاقی را در بیشتر موارد تأیید نمی‎کنند، اما راحت بودن و سخت نگرفتن را تأیید می‎کنند.


- برای بیشتر مخاطبان، جذابیت‎‎های این سریال‎‎های دنباله‎دار (به اصطلاح سوپ اُپراها) از نظر داستان و شخصیت‎پردازی به‎قدری است که همه را جذب می‎کند.


- برای عده‎ای از بینندگان، دیدن این سریال‎‎ها و برنامه‎‎ها نوعی فرارفتن از محیط اجتماعی و فرونشاندن فشار‎های ناشی از محیط اجتماعی و حتی در مواقع خاص، فشار‎های سیاسی است.


- انگیزه‎های گروه‎‎های مختلف اجتماعی برای دیدن شبکه‎‎های ماهواره‎ای متفاوت است. بنابراین، اثر شبکه‎‎های ماهواره‎ای هم روی این گروه‎‎ها متفاوت خواهد بود.


- فقط دیدن فارسی‎وان نیست که تأثیر می‎گذارد، بلکه بسیاری از افراد در شبکه مخاطبان قرار می‎گیرند، بدون این‎که بیننده دائمی باشند (بینندگان توراهی). همه این‎‎ها چالش‎‎هایی است که در برابر شبکه‎‎های داخلی تلویزیونی و مهم‎تر از آن در برابر نظام اجتماعی ما قرار دارد. فراموش نکنیم که همه‎چیز از تغییر باور‎ها و ارزش‎‎ها شروع می‎شود و تلویزیون یکی از کارگزاران تغییر اجتماعی در جوامع معاصر است.

  

منبع : جهان

دومين سالروز درگذشت شكيبايي 20 تير ماه برگزار مي شود‌

 زمان برپايي مراسم دومين سالگرد درگذشت خسرو شكيبايي ـ بازيگر سينما و تئاتر ايران ـ 20 تيرماه قطعي شد

  

سيد هادي منبتي معاون هنري سازمان فرهنگي _ هنري شهرداري تهران با اعلام اين خبر گفت: اين مراسم با حضور جمع زيادي از سينماگران در سينما «ايوان شمس» برگزار مي‌شود و قرار است در اين برنامه كتاب خسرو شكيبايي رونمايي شود. 

به گزارش ايسنا،دقايق ابتدايي صبح روز جمعه 28 تيرماه 87 در حالي خبرها مخابره مي‌شد كه خبر رسيد خسرو شكيبايي، بازيگر «هامون»، «يك بار براي هميشه»، «خانه‌ي سبز» و «روزي روزگاري» براي هميشه از مقابل دوربين‌ها رفت و در قاب خاطره‌ها ثبت شد. 

خسرو شكيبايي فارغ‌التحصيل بازيگري از دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، با بازي در نقش كوتاهي در فيلم «خط قرمز» (مسعود كيميايي، 1361) اولين حضورش را در سينما رقم زد و با «هامون» داريوش مهرجويي در خاطره‌ها ماندگار شد. 

شكيبايي در حدود 40 فيلم سينمايي حضور داشته است؛ كه از ميان آنها مي توان به «دادشاه»، «صاعقه»، «دزد و نويسنده»، «رابطه»، «ترن»، «شكار»، «عبور از غبار»، «ابليس»، «جست‌وجو در جزيره»، «بانو»، «پرواز را به خاطر بسپار»، «سارا»، «يك بار براي هميشه»، «بلوف»، «پري»، «درد مشترك»، لژيون»،«عاشقانه»، «خواهران غريب»، «سايه به سايه»، «سرزمين خورشيد»، «رواني»، «زندگي»، «‌ميكس»، «كاغذ بي‌خط»، «دختري به نام تندر»، «مزاحم»، «صبحانه‌اي براي دو نفر» ، «نسكافه داغ داغ» ،«دلشكسته» و «حيران» اشاره كرد. 

اين بازيگر كه دريافت سه سيمرغ بلورين و يك ديپلم افتخار را از اين جشنواره در كلكسيون افتخاراتش دارد، در هشتمين دوره‌ي جشنواره فجر به خاطر فيلم«هامون» سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد را گرفت، سال‌ها بعد به خاطره فيلم «كيميا» دوباره اين سيمرغ را به خانه برد و سومين سيمرغ خود را هم را براي بازي در فيلم «سالاد فصل» گرفت. از آخرين افتخارات شكيبايي هم دريافت ديپلم افتخار براي فيلم «اتوبوس شب» بود. 

خسرو شكيبايي مي‌گفت: «مردم بدون من، هميشه مردم‌اند؛ من اما بدون مردم، مُرده‌ام.» 

اين بازيگر سينما و تئاتر ايران در گفت‌وگويي سالها قبل درباره‌ي تماشاگران فيلم‌هايش اين جملات را مطرح كرد و گفته بود: «ما ماحصل نيروي ذهني و خاطرات عزيز مردم هستيم. هنر بدون مردم مثل درخت بدون ريشه است بازيگر بدون تماشاگر يعني هيچ



منبع : خبرگزاري ايسنا 

آخرین دستمزد بازیگران سینمای ایران

 آخرین ارقام دستمزد هنرپیشه ها، که برخی به گفته خودشان و برخی از زبان علی سرتیپی پخش کننده،سینمادار و تهیه کننده سینمای کشور و برخی به نقل از منابع آگاه، به این شرح می باشد:

  

1)مهناز افشار:

آخرین دستمزد وی، 40 میلیون تومان برای بازی در فیلم "پوپک و مش ماشالله" است. البته "منیژه حکمت" تهیه کننده این فیلم در زمان اکران این فیلم اعلام کرده بود که به واسطه دوستی اش با افشار دستمزد پایینی را به وی داده است!

2)لیلا حاتمی:

دستمزد وی بالای 50 میلیون تومان است.

3)الناز شاکر دوست:

مبلغ دستمزد وی برای بازی در هر فیلم 40 میلیون تومان است.

4)مریلا زارعی:

دستمزد وی 40 میلیون تومان است.

5)علی صادقی:

سرتیپی گفته است که وی برای بازی در یک سکانس 3 روزه گفته است که 40 میلیون تومان می گیرد ولی با کمی صحبت با او ظاهرا صادقی به سرتیپی تخفیف داده است.

6و 7)بهرام رادان و محمدرضا فروتن:

این بازیگران تمایلی برای بازی در فیلمهای تجاری ندارند ولی برای بازی در اینگونه فیلمها رقم بین 70 تا 80 میلیون تومان می گیرند اما برای فیلمهای هنری رقم پایین تری می گیرند.

8و 9)رضا عطاران و امین حیایی:

 علی سرتیپی که از جمله پخش کننده های فیلم سینمای ایران است در گفتگو با زندگی ایرانی در مورد دستمزد عطاران چنین می گوید:

عطاران ارقام متفاوت بنا بر شرایط متفاوت دارد. او برای بازی در یک فیلم رقم 30 میلیون تومان گرفته و همزمان در فیلمی دیگر قرارداد 60 میلیون تومانی امضا کرده است وی در ادامه اضافه می کند که حیایی هم به همین شکل است.

9)هدیه تهرانی:

سرتیپی حضور هدیه تهرانی را تضمین فروش فیلم و بازگشت سرمایه می داند. او می گوید حاضر است برای بازی هدیه تهرانی در یک فیلم 100 میلیون تومان پول بدهد!

10)شهاب حسینی دستمزد خود را با آنچه که قبلا در مطبوعات 40 میلیون تومان عنوان شده بود متفاوت دانست و البته قبلا در گفتگویی عنوان کرده بود که هر قرار دادی که بالای 40 میلیون تومان ببندد، مابقی را به مراکز خیریه خواهد داد.

11)احمد پور مخبر:

احمد پور مخبر ستاره این روزهای سینمای کمدی ایران است ،که از مسن ترین بازیگران و البته نو پاترین آنها است و اکنون می توان عنوان پر کار ترین بازیگر را نیز به وی داد. 

ظاهرا رقم قرار داد وی برای بازی در هر فیلم حداقل 10 میلیون تومان می باشد که بسیاری از تهیه کنندگان هم با رغبت بسیار این رقم را می پردازند و فقط مشکلشان این است که آنها باید 5_6 ماهی منتظر باشند تا بازی وی در فیلمهای مختلف تمام شود و نوبت به تهیه کنندگان جدید برسد. 

12)محمد رضا گلزار:

چندی پیش خبری منتشر شد که وی برای بازی در یک فیلم رقم بین 150 تا 200 میلیون تومان پیشنهاد داده است.

13)لیلا اوتادی:

عنوان شده است که وی برای بازی در فیلم "پیتزا مخلوط" رقم 70 میلیون تومان گرفته که البته هنوز تایید نشده است.

 
 

منبع :‌جهان

پوستر رسمی جشنواره فیلم کن 2010 با تصویر بینوش بازیگر فیلم «کپی برابر اصل است»

آمار فروش اكران تهران در سه‌ماهه اول امسال اعلام شد

 فيلم زير 500 ميليون تومان، بدون فيلم ميلياردي 

 در سه ماهه اول امسال فيلم‌هاي سينمايي پوپك و مش ‌ماشاءالله، تسويه ‌حساب،‌ به ‌رنگ ارغوان و دموكراسي تو روز روشن بيشترين آمار فروش در مقايسه با فيلم‌هاي ديگر را به خودشان اختصاص دادند. آمار فروش فيلم‌هاي سينمايي روي پرده سه ماهه اول امسال به شرح زير است: 

* فروش بالاي 500 ميليون؛
1- «پوپك و مش ماشاءالله» (فرزاد موتمن): 907 ميليون تومان در 67 روز؛ 
2 - «تسويه حساب» (تهمينه ميلاني): 727 ميليون تومان در 68 روز؛
 3- «به رنگ ارغوان» (ابرهيم حاتمي‌كيا): 581 ميليون تومان در 62 روز؛ 

* فروش زير 500 ميليون؛
 4- «دموكراسي تو روز روشن» (علي عطشاني): 535 ميليون تومان در 35 روز (ادامه دارد)؛
 5- «طلا و مس» (همايون اسعديان): 383 ميليون تومان در 35 روز؛
 6- «شير و عسل» (آرش معيريان): 314 ميليون تومان در 42 روز؛
 7- «سلام بر عشق» (اصغر نعيمي): 342 ميليون تومان در 48 روز؛
 8- «طهران، تهران» (داريوش مهرجويي- مهدي كرم‌پور): 258 ميليون تومان در 55 روز؛
 9- «هيچ» (عبدالرضا كاهاني): 256 ميليون تومان در 68 روز؛
 10- «آل» (بهرام بهراميان): 223 ميليون تومان در 45 روز؛
 11- «ازدواج در وقت اضافه» (سعيد سهيلي): 176 ميليون تومان با 18 سينما در 22 روز (ادامه دارد)؛ 
12- «عيار 14» (پرويز شهبازي): 155 ميليون تومان در 43 روز؛ * فروش زير 100 ميليون؛
 13- «هفت دقيقه تا پاييز» (عليرضا اميني): 57 ميليون تومان در 4 روز با 17 سينما (ادامه دارد)؛
 14- «كيفر» (حسن فتحي): 51 ميليون در 11 روز با 19 سينما (ادامه دارد)؛
 15- «چشم»: 16 ميليون تومان؛
 16- «موج سوم» (آرش سجادي‌حسيني): 3 ميليون و 400 هزار تومان در 11 روز (ادامه دارد)؛
 17- «كودك و فرشته» (مسعود نقاش‌زاده): 2 ميليون و 360 هزار تومان در 29 روز؛
 18- «دختران» (قاسم جعفري): 793 هزار تومان در 26 روز؛

روایت گلزار از درخواست‌ فیلمسازان مدعی روشنفکری برای بازی در فیلم‌های آن‌ها

دوست دارم دست‌خطهای همین آقایانی را که ادعای روشنفکری می‌کنند بدهم چاپ کنید! 

 محمد رضا گلزار بازیگر سینمای ایران که این روزها فیلم دموکراسی تو روز روشن را بر پرده سینماها دارد به تازگی در اظهاراتی بی سابقه مدعی شده است که تعدادی از کار گردانهایی که ادعای روشنفکری دارند برای بازی کردن او در فیلمهایشان در خواستهای متعددی داشته اند .
گلزار دراین باره گفته :همین آقایانی که نقد می کنند همین آقایانی که فیلم می سازند و ادعای روشنفکری می کنند دوست دارم دست خطهایشان را بدهم تا شما چاپ کنید . دست خطهایی که نوشته اند خواهش می کنم دراین کار باشید لطفا یکبار دیگر این فیلمنامه را مطالعه کنید و....
وی ادامه داده :دست خطهایشان را دارم اگر لازم شد بگویید تا بدهم چاپ کنید . همینهایی که می گویند گلزار چرا سوپر استار است و چرا به او دستمزد آنچنانی می دهید الان برای دوپروژه متوالی است که پیغام می دهند.
گلزار که با نشریه نسل امروز مصاحبه کرده در ادامه گفته : دوست دارم دست خطها اس ام اس ها یا میس کالهایی که برای پروژه های متوالی به من داده اند را به شما بدهم.
گلزار درادامه گفته :من می گویم با این آدم خاص کار نمی کنم اسم می برم . می گویم تازمانی که من دراین سینما کار می کنم با این کارگردانها کار نخواهم کرد .تا کنون حرمت نگه داشته ام و اسم نبرده ام اما تحمل من هم حدی دارد. 



منبع : قاعده بازی

آخرین اخبار از نخستين محصول مشترك سينمايي ايران و جمهوري آذربايجان

بازی محمدرضا فروتن در «زمان معکوس» تمام شد 

 نخستين محصول مشترك سينمايي ايران و جمهوري آذربايجان با پشت سرگذاشتن بازي محمدرضا فروتن 80‌ درصد پيشرفت داشته است. «زمان معكوس» كه پس از فيلمبرداري صحنه‌هاي ايران، در آذربايجان فيلمبرداري مي‌شود، نوشته چنگيز عبدالايف است كه آن را انورابلوچ كارگرداني مي‌كند. نقش اول اين فيلم را «محمدرضا فروتن» بازي مي‌كند كه نقش ناظم علي‌اوف پليس آذربايجاني است كه در كش‌ و قوس زندگي دچار مشكلات كاري مي‌شود و سعي در بازگشايي گره‌هاي زندگي خود و پدرش بر مي‌آيد كه در اين راه براي پيگيري مشكلات به ايران سفر مي‌كند و ...
استقبال سينماي آذربايجان از ستاره ايراني نشان از توانمندي‌هاي سينماي ايران در عرصه بازيگري است.
به ‌جز محمدرضا فروتن، همايون ارشادي و... كه در اين فيلم به ايفاي نقش مي‌پردازند بازيگر سرشناس سينماي آذربايجان راسيم بالايف در نقش پدر ناظم علي‌اوف بازي مي‌كند.
اين فيلم محصول آذربايجان‌فيلم به مديريت خامس مرادف و تهيه‌كنندگي صدرا عبدالهي است.
با بازگشت محمدرضا فروتن از باكو، عوامل فيلم پس از يك استراحت كوتاه، فيلمبرداري فيلم در باكو ادامه خواهد يافت.
عوامل فيلم زمان معكوس عبارتند از: نويسنده: چنگيز عبداله‌يف، كارگردان: انور ابلوچ، تهيه‌كننده: صدرا عبداللهي، محصول آذربايجان فيلم (خامس مرادف)، مجري طرح: ايوب دانشور، مدير توليد: عادل غلام‌اوف، جانشين توليد ايران: روزبه گيلاني، دستيار توليد: ائلشان تاري وردي‌اوف، دستيار اول/ برنامه‌ريز ايران: بهزاد رضايي، دستيار اول/ برنامه‌ريز باكو: يوسف عليزاده، دستياران كارگردان: بامداد داوودي/ آنار علي‌اوف/ علي ضامن عظيم اوف، طراح چهره‌پرداز: آلبروس واصراف/ نسرين ياري، دستيار چهره‌پردازي: ايراده گل بابااوا، مدير فيلمبرداري: كنعان محمداوف، دستيار اول فيلمبرداري: طرلان بابا اوف، دستيار فيلمبرداري: پروين جواد‌اوف، الچين محمدلي/ شهاب حضرتي/ محمد كريمي، مسئول فني: كاظم حسن‌زاده، صدابردار: وحيد سلطاني، دستيار صدا: محمدرضا انصاري، صداگذاري و ميكس: مسعود بهنام/ استوديو بهمن، مدير هنري: راميز اسماعيل‌اوف، طراح لباس: نظامي بيك دميرف، طراح صحنه: آليس صفراف، دكوراتور: بهنام كلامي، دستيار طراح صحنه: واله داوود اوف، دستيار طراح لباس: آفاق عسگرآوا، آيلار تقوي، مشاوران نظامي: سرهنگ پاسدار جليل عليزاده، سرهنگ هدايت الله سجادي، عكاس: اكبر اصفهاني، نورپرداز: طاهر باقرادف، مترجم و هماهنگي بخش آذربايجان: فرهاد دانشور، تداركات: حميدرضا نوروزي/ اصغر مهدي‌‌پور/ بهرام فخري/ رضا گرجي/ مصطفي، فرحزادي/ عليرضا جاهد/ احمد غياثي/يوسف عزيزي، هماهنگي توليد بخش ايران: سعيد سلامت منش/ سهراب مدني، امور مالي: نويد دانشور، مسئول برق: داريوش مددي، جلوه‌هاي ويژه بخش ايران: عظيم محمدي، جلوه‌هاي ويژه بخش آذربايجان: پوري لازراف،
مديريت روابط عمومي و مشاور پروژه: جليل اكبري‌صحت، بازيگران ايراني: محمدرضا فروتن، همايون ارشادي/ مهدي اميني‌خواه/ پريسا روشن/ مرتضي ميرزائيان/ علي شيري، بازيگران آذربايجاني: راسليم بالايف، النور كريموف، سمير غلام‌اوف، محمدصفا، فواد پولاداف، قورخماز عليلي، راميله محمدآوا، سونا ميكائيلارا، نائيلا كريم‌آو، روشن كريم، ترلان شوكت‌اف، عاكيف قبادف. 



منبع : فارس

بازی محمدرضا گلزار در فیلم منتفی شد

هدایت‌فیلم از تولید "پسر از من دختر از تو" انصراف داد 

 موسسه هدایت فیلم انصراف خود را از تهیه فیلم سینمایی"دختر از من پسر از تو" به کارگردانی داوود موثقی اعلام کرد. موثقی گفت : هیه کننده این فیلم سینمایی آقای مصطفی شایسته بودند اما به دلیل پیدا نکردن بازیگر مناسب برای ایفای نقش اول موسسه هدایت فیلم از تولید" پسر از من دختر از تو" انصراف داد.

وی ادامه داد: بعد از اعلام انصراف هدایت فیلم به دنبال تهیه کننده مناسب هستم. امیدوارم بتوانیم به زودی مراحل ساخت این پروژه را آغاز کنیم.

مدتی پیش صحبتهایی درباره مذاکره گروه تولید با محمدرضا گلزار برای بازی در نقش اول این فیلم مطرح شده بود. همچنین حضور رضا ناجی، سیروس گرجستانی، رویا افشار، جواد انصافی و کیانوش گرامی در "پسر ازمن دختر از تو" قطعی شده بود.
"پسر از من، دختر از تو" فیلمی حادثه‌ای کمیک است . این فیلم قصه یک دختر و پسر جوان سارق را روایت می‌کند که به صورت اتفاقی قصد سرقت یک گاوصندوق را دارند.